عاشق
چون باد میدوم عقب چشم های تو عمرم گذشت در طلب چشم های تو دل کندهام از روز و تماشای افتاب. ازبس که دیدنی است شب چشم های تو از کج سلیقه گی است نشستن کنار رود . تا می توان نشست کنار چشم های تو من لا ابالی ام زچه رو هم سخن شوم؟بامردم باادب چشم های تو اه ای طبیب من!چه کند درد خویش را بیمار مبتلا به تب چشم های تو بااشک خویش نخل تورا اب میدهم .تافصل چیدن رطب چشم های تو تقدیم به چشمان اروم الهه عشقم
نظرات شما عزیزان:
De$ign:khanoomi |